تبليغاتX
مفخر سادات مرتضوی

   بسم اللّه الرَّحمَن الرَّحیم 

 

روحا نی زاهد و عالم عابد حضرت آیت الله سید محمد علی مرتضوی رضوان الله تعالی علیه فرزندمرحوم آیت الله حاج سیدعلی اکبر مرتضوی حسن الحسینی فقیه ومجتهدبهبهانی در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی در شهر بهبهان و در خانواده ای روحانی واهل علم متولد شد . پدرش مردی مجتهد و فقیهی عادل ودارای فضل در رشته های فلسفه حکمت ، طب و ریاضی بود و کتب و تالیفاتی هم در زمینه فقه و اصول و فلسفه دارد و جد مکرمش حضرت آیت لله العظمی سید میرعبدالله حسن الحسینی از جمله علما و مجتهدین معروف این دیار محسوب می شود که صاحب کرامات و آثار و تالیفاتی ارزنده بوده است  . او نیز فرزند میر محمد زمان ، از علمای فاضل و فقهای مجتهد این سامان و مفخر سادات مرتضوی است و در مجموع این خانواده علم و تقوی ، مورد اعتقاد واحترام مردم منطقه بوده اند .

 نسبت مرحوم آقا سید محمدعلی مرتضوی به فرزند امام حسن مجتبی (ع) می رسد و از سلاله ی پاک علوی و مرتضوی است .

 ایشان در اوایل جوانی ، علوم طلبگی را درحوزه ی علمیه زادگاه خود از محضر علمای آن زمان ،فرزانگانی همچون مرحوم آیت الله اشرف مدرس و آیت الله ناظم الشریعه بهبهانی و آیت الله شیخ عبد الهادی مجتهدی ودیگر علمای روز فراگرفت و در ضمن علوم ریاضی وجغرافی و تاریخ را هم تحصیل نمود و در اواخر ، در اوقاتفراغت ، دروس زبانهای خارجه همچون انگلیسی و فرانسه را هم آموخت و بعد برای ادامه ی تحصیل به حوزه ی علمیهقم مشرف شد و در آنجا در محضر فضلا و علمای برجستهبه تکمیل سطوح پرداخت و درس خارج فقه و اصول و علمکلام را در طول یازده سال با موفقیت به پایان رساند و قریببه اجتهاد شد .

 استادان علم خارج ایشان آیات عظام و فقهای بزرگ اسلام ،سید محمد علی خوانساری ، سید حجت کوه کمره ای ، سیدمحمد حسین بروجردی طباطبایی ، سید صدر الدین صدر وسید روح الله کمال بوده اند .

 مرحوم آیت الله مرتضوی امتحانات ریاضی، تاریخ  ،جغرافیا ، ادبیات ، فقه ، اصول ، منطق ، صرف و نحو وغیره را با موفقیت پشت سر گذاست و در همه ی آنها با احراز نمرات بالا قبول شدحتی زبان خارجه را نیز امتحان داد و نمرات ایشان حاکی از آن بود که زحمات فراوانی رامتحمل شده و برجسته و ممتاز از بوته امتحانات بیرون آمده است . ایشان ضمن طلبگی در قم ، به تدریس نیز اشتغال داشت و به دیگر طلاب علوم دینی فیض می رساند و بعضی ازعالمان عامل نظیر آیت الله مطهری نزد ایشان کسب فیض کرده اند .

 آقا سید محمد علی مرتضوی (ره) در قم به تقاضای مکررمردم بهبهان و ارسال نامه های متواتر به حضور حضرت آیت الله العظمی بروجردی و اصرار فراوان برای بازگشت ایشان به زادگاه خود و دعوت و استقبال بی نظیر اهالی ، علیرغم علاقه ی خود اجازه بازگشت ایشان را به بهبهان دادند و بالاخره مشارالیه راهی بهبهان شد و در آن دیار مشغول تدریس در حوزه ی علمیه و همچنین ایراد سخنهایی به مناسبتهای مختلف شدکه مورد علاقه و جذب قاطبه اهالی بود .

وی ماه های محرم و صفر و ماه مبارک رمضان به وعظ می پرداخت و هزاران نفر از مرد و زن بویژه از جوانان از منبرایشان استفاده می نمودند به گونه ای که حتی کوچه های اطراف مسجد مملو از جمعیت می شد . بیشتر خطاب او به جوانان و نسل جوان تحصیل کرده بود .

ایشان با دلایل و برهان های عقلی و اجتمایی ، با مطالب علمی ومحکم از کج اندیشان ایراد می گرفت و نیز به فرقه گمراه بهائیت وبابی مسلک ها با سخنانی مستدل هجوم می برد که عده ی زیادی ازآنان از شهر بهبهان متواری شدند زیرا دیگر جایی برای ماندن نمی دیدند . آقا با قاطعیت مردم را از انجام معامله با بهایی ها منع کرده بود و عموم مردم نیز سخنان آن بزرگوار را از جان و دل قبول داشتند.

 هیچ کس مخالف رای و نظر ایشان نبود.اهالی بهبهان باکمال عقیده و خلوص نیت به پیشوای خود روی آورده بودند و آنچه در منبر می فرمود برای مردم حجت و ملاک عمل بود . همچنین زهد و تقوای ایشان زبانزد خاص و عام و وارستگی ایشان علت اصلی محبوبیتش در میان مردم بود . افراد مسن و پیرمردان شاهد بوده اند که آقا همرنگ ضعیف ترین مردم زندگی می کرد ، اندوخته و ذخیره ای نداشت و عموما در مضیقه مالی به سر می برد و بسبت به کمترین امکانات شاکر و قانع بود ، از کسی هدیه و تحفه نمی پذیرفت ، به مهمانی افراد نمی رفت مگر کسی که در نظرش کاملامتقی و پاک بود . دعوت متمولین و صاحب منصبان را رد می کرد . ایشان لوازم مورد نیاز خود و خانواده را از فروشندگانی تهیه می کرد که مطمئن بود که وجوهات شرعیه را پرداخت می کنند .برای خرید روزمره به هر دکان و مغازه ای که می رفت ، می خواست که با وی مانند عموم مردم رفتار کنند ، مبادا که تبعیض قائل شوند ، در غیر اینصورت دیگر از آنجا خرید نمی کرد . آقا سیدمحمد علی شجاعت و قدرت بدنی عجیبی داشت و با این حال بسیارمتواضع و خوش برخورد بود و با بیان نرم و شیرین صحبت می کرد . در مواجهه با جوانان ، بانوان مومنه و کودکان در سلام پیش دستی می نمود و به بچه ها انعام و شیرینی می داد .

کودکان رادوست داشت و به آنها محبت می کرد و می فرمود اینها حافظان اسلام فردایند و حامیان دین در آینده . در مجالس روضه خوانی وسخنرانی ها یا مجلس فاتحه یا جشن و سرور پایین مجلس می نشست و به صدر مجلس نمی رفت.  وقتی مردم اصرار می کردند ، می فرمود : " جدم رسول خدا (ص) در کفش کن مجلس می نشست " .

 بسیاری از علما و عده ی زیادی از طلاب شهرهای اطراف مانند : دهدشت ، گچساران ، یاسوج ، آغاجاری ، امیدیه ، ماهشهر و اهواز شاگردان حوزه ایشان بودند .

 آن مرحوم علاقه شدیدی به علما و روحانیت داشت ، به آنها احترام می گذاشت و اگر چیزی داشت به علما و اهل علمی که فقیر بودند و بضاعت نداشتند کمک می نمود وبه آنها سرکشی می کرد و از حال آنها جویا می شد .

جناب آقا به مردم بهبهان و روستائیان و قراء اطراف نیز استفاده می رساند و به آنها خد مت های فراوان می کرد و هیچ چشمداشتی از آنها نداشت واز طرف دیگر از افراد ظالم و خائن و خان های غاصب و متجاوزاجتناب می کرد ، با آنها میانه ای نداشت و به خانه ی آنها نمی رفت، حتی صحبتی با آنها نمی کرد ، بر منبر و در خطابه به آنها حمله می برد و به مردم گرشزد می نمود که فریب زر و زور آنان را نخورند . در منزل کارهای خانه را هم انجام می داد و به همسر خودکمک می کرد ، خستگی ناپذیر بود و از اسراف و افراط در خرج ومصرف پرهیز می نمود .

 تعدادی از جوانان گمراه که در آن زمان پایبند قمار و شراب و فسق بودندرا راهنمایی کرد و از آنها افراد مومن ،متدین و  مجاهد بار آورد و مردمی که به مجالس مذهبی میانه ای نداشتند و در سخنرانیها و سایر مجالس دینی رفت و آمدی نداشتند و مشغول عیاشی و گناه بودند و یا به سینماهای آن زمان می رفتند ، به راه آورد و هدایتشان کرد .

از طرف حضرت آیت الله العظمی بروجردی مختصر شهریه و بودجه ای برای ایشان ارسال می شد که برای مخارج زندگی به همان مقدار اکتفا می نمود . وجهی از کسی نمی گرفت و وجوهات و خمس و سهم امام هم قبول نمی کرد و هرچه اصرار می کردند که ایشان وجوهی را از مریدان بپذیرد ، می فرمود : 

" همان پولی که از قم می رسد کافی است "

 و چند بار مردم به قم نامه نوشتند و خواستند که شهریه  ایشان را افزایش دهند که آقا زیر بار نرفت .

 مردم بهبهان ایشان را بسیار بزرگ می داشتند و هنوز با اعتقاد کامل بر خاک مرقدش بوسه می زنند و نیاز می خواهند و در باره ی خوبی ها و محاسن ایشان صحبت می کنند و برای نسل بعد از خود می گویند ، او را مقدس می دانند و به خاک آن مرحوم قسم می خورند. لذا بعد از وفات ایشان خودمردم به سبب علاقه ی شدیدی که به آن مرحوم داشتند ، مقبره بزرگ و شایسته بر تربتش بنا کردند که مردم بهبهان همه روزه به خصوص شب های جمعه به زیارت مرقد مطهرش می روند و حاجت می طلبند .

 در ارتحال جانگداز ایشان همه اهالی داغدار بودند و سراسر شهر را هاله غم پوشانده بود ، مردم بر سر و سینه می زدند و می گریستند و تا چهل روز عزاداری قطع نشد و تا سالگرد رحلت ایشان ، در آن دیار مجلس سرور بر پا نشد و از شهرهای دورمثل شیراز و قم مردم داغدار می آمدند و در عزاداری و سوگواریش شرکت می کردند. خود مردم درعزاداری ایشان خرج می کردند و مجلس می گرفتند و پذیرایی می نمودند، بسیار منبرها رفتند و در وصف وی شعرها سرودند و زن و مرد وکوچک و بزرگ در سوگ آن بزرگوار شرکت می کردند که تاریخ بهبهان برگزاری چنین عزای با عظمتی را در خود سراغ نداشت .

 

     صبر بسیار بباید پدر پیرفلک را

 تا دگر مادرگیتی چوتوفرزند بزاید

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 8:27  توسط سید امیر رضا مرتضوی  |